خرید بک لینک
ریزعلی خواجوی، معروف به «دهقان فداکار» درحالی شنبه شب در سن ۸۷سالگی و پساز تحمل یک دوره بیماری چشم از جهان فرو بست که بلافاصله موجی از واکنشهانسبت به حذف درس «دهقان فداکار» از کتب مقطع ابتدایی در فضای مجازی و البته رسانههای خبری منتشر شد.«غروب یکی از روزهای سرد پاییز بود. خورشید در پشت کوههای پر برف یکی از روستاهای آذربایجان فرو رفته بود. کارروزانه دهقانان پایان یافته بود. «ریزعلی» هم دست از کار کشیده بود و به ده خود باز میگشت. در آن شب سرد و تاریک، نور لرزان فانوس کوچکی، راه او را روشن میکرد. دهی که «ریزعلی» در آن زندگی میکرد، نزدیک راهآهن بود. «ریزعلی» هر شب از کنار راه آهن میگذشت تا به خانهاش برسد. آن شب، ناگهانصدای غرش ترسناکی از کوه برخاست. سنگهای بسیاری از کوه فرو ریخت و راهآهن را مسدود کرد. ریزعلی میدانست که تا چند دقیقه دیگر، قطار مسافربری به آنجا خواهد رسید. با خود اندیشید که اگر قطار با تودههای سنگبرخورد کند، واژگون خواهد شد. از این اندیشه سخت مضطرب شد. نمیدانست در آن بیابان دورافتاده چگونه راننده قطار را از خطر آگاه کند. در همین حال، صدای سوت قطار از پشت کوه شنیده شد که نزدیک شدن آن را خبر داد. ریزعلی روزهایی را که به تماشای قطار میرفت به یاد آورد. صورت خندان مسافران را به یاد آورد که از درون قطار برای او دست تکان میدادند. از اندیشه حادثه خطر

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رفیعی تاريخ: دوشنبه 20 آذر 1396 ساعت: 13:59

صفحه بندی